دربارۀ ترس، در کتابهای اخلاقی ما باب «خوف» وجود دارد؛ مثل کتاب معراجالسعادة و سایر کتابها. میشود مطالعاتی دربارۀ ترس، در این کتابها داشت.
در خصوص موضوع ترس در قرآن، من تا کنون به منبع خاصی برخورد نکردهام که آن را مطالعه کرده و مفید ارزیابی کرده باشم. اما جمعبندی مختصری را خدمتتان عرض میکنم:
با توجه به شبههای که فرمودید، ما دربارۀ ترس از خدا چند مرحله داریم:
- ترس از عدالت؛ ترس از عدالت، هیچ منافاتی با عظمت و حکمت و رحمت خدا ندارد. خداوند عادل است؛ حق را میگیرد و به صاحب حق میدهد. کسی را که حقی را ضایع کرده باشد، بازخواست میکند. ترس از عدالت، دربارۀ خدا بجا است. آن ترسی که دربارۀ خدا بیجا است، ترس از ظلم است. ما هیچگاه از ظلم خدا نمیترسیم؛ زیرا خدا هیچگاه ظلم نمیکند. ترس از دزد غارتگر با ترس از حاکم دادگر متفاوت است. کسی از عدالت میترسد که مجرم است. غیر از مجرمان، کسی از عدالت نمیترسد.
- ترس از مقام؛ یعنی ارزش قائل بودن. مانند ترس آمیخته با احترامی که فرزند نسبت به پدر خود دارد. فرزند برای پدر، حرمتی قائل است و بالأخره حریم پدر را حفظ میکند. او حتی نگران این نیست که پدر او را مجازات کند؛ بلکه عظمت پدر باعث میشود که او حریم پدر را حفظ کند. به این نوع ترس «خشیت» گفته میشود که از مقامهای اولیاءالله است.
عموم مردم از خدا به دلیل عدالتش میترسند؛ اما اولیاءالله به دلیل مقام پروردگار از او میترسند.
پاسخ این سؤال را که عذاب خداوند چگونه با رحمت او سازگار است، سورۀ مبارک رحمن داده است. بهطورکلی ما دو نگاه دربارۀ عذاب میتوانیم داشته باشیم:
- عذاب، مجازاتی است اضافه بر عمل؛
- عذاب، مجازاتی است برابر عمل (خود عمل است).
مثال برای نگاه اول: دانشآموزی را که درس نمیخواند، اینگونه تهدید کنند: «اگر درس نخوانی و مردود شوی، به تو سیلی محکمی میزنم». این یک تهدید اضافه بر نتیجۀ عمل آن دانشآموز است. درحالیکه نتیجۀ عمل او مردود شدن است.
خداوند بیش از عمل کسی او را مجازات نمیکند. او در قرآن فرموده است که من ذرهای بیش از عملتان مجازات نمیکنم؛ بلکه همان عملتان را به شما برمیگردانم.
مثال برای نگاه دوم: معلم به دانشآموز بگوید: «دانشآموز عزیزم، اگر درس نخوانی، مردود میشوی». ما هیچگاه به این معلم «بیرحم» نمیگوییم. اتفاقاً او مهربان است که این تذکر را میدهد. یا اینکه به کسی گفته شود: «اگر از این پرتگاه بیفتی، یک عمر باید با پایی آسیبدیده زندگی کنی؛ پس مراقب باش نیفتی». در هیچجای دنیا به کسی که تابلوی «خطر ریزش کوه» یا «پیچ تند» در جاده نصب میکند «بیرحم» نمیگویند. اتفاقاً چنین کسی رحم دارد که میکوید «مراقب باش». انذارهای قرآن از این نوع است. خداوند نتیجۀ عمل خودمان را به ما تذکر میدهد.
انبیای الهی علیهمالسلام و کتب وحی آسمانی، همگی به ما میگویند خطرات را تذکر میدهند. عمل ما است که به ما برمیگردد؛ نه چیزی بیش از آن. جهنم و عذاب الهی، بازتاب عمل خود انسان است که به او برمیگردد: «وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ» (یس: 54).
امیدوارم تا حدی پاسخ سؤال خود را گرفته باشید.
موفق و مؤید باشید.
